علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

456

آيين حكمرانى ( فارسى )

او مضمون است ؛ چرا كه اجراكنندهء حد دربارهء او از حدى كه نص تعيين كرده فراتر رفته است : و ديگرى آن‌كه اين مبلغ نصف ديه اوست ؛ چرا كه نيمى از حدى كه بر او جارى شده متعيّن به نص و نيمى ديگر افزون بر نص بوده است . هركس به شرب خمر اجبار شود يا درحالىكه از حرام بودن شراب آگاهى نداشته است آن را بنوشد ، بر او حدى نيست . اگر كسى شراب را براى سيراب شدن بنوشد بر او حد اجرا شود ؛ چرا كه شراب سيراب نمىكند . اما اگر كسى آن را به هدف درمان بيمارى خويش بنوشد بر او حد جارى نشود ؛ زيرا ممكن است به همين وسيله بهبود يابد . اگر كسى به مباح بودن شراب خرما عقيده داشته باشد بر او حد جارى شود ، هرچند همچنان عدالت او پابرجاى ماند . بر انسان مست حد شرب خمر جارى نمىشود مگر زمانى كه به شرب خمر اقرار كند ، يا دو شاهد گواهى كنند كه او در حالت اختيار و درحالىكه از حرام بودن شراب آگاهى داشته « 1 » آن را نوشيده است . اما ابو عبد اللّه زبيرى گفته : بر چنين كسى به سبب مستىاش حد اجرا مىكنم . [ از ديدگاه نگارنده ] اين يك سهو است ؛ زيرا ممكن است اين شخص به زور به نوشيدن شراب وادار شده باشد . مست ، در جريان احكام بر او ، همانند به هوش آمده است ، چنانچه به مستى خود ، خداى را نافرمانى كرده باشد . اما چنانچه به نوشيدن شراب اجبار شده يا چيزى را نوشيده كه از مست‌كننده بودنش آگاهى نداشته ، از حكم معصيت و نافرمانى بيرون است و هيچ قلم تكليف و نافرمانى بر او جارى نخواهد بود ، درست همانند كسىكه از هوش رفته باشد . دربارهء تعريف يا اندازهء آنچه مست‌كننده است اختلاف كرده‌اند : ابو حنيفه بدان گراييده كه اندازهء مستى آن است كه با وجود آن عقل از كف برود ، به‌گونه‌اى كه شخص آسمان را از زمين و مادر را از همسر بازنشناسد . اما پيروان شافعى آن را چنين تعريف كرده‌اند كه عبارت است از آنچه شخص را به جايى رساند كه به زبانى درهم شكسته و با واژه‌هايى كه معنايى سامان‌يافته ندارند سخن گويد و حركت‌هايى به‌سان آن‌كه كوركورانه مىرود انجام دهد و كژ راه رود . اگر شخص ، هم در فهميدن و هم در فهماندن سخن آشفتگى به هم رساند و در ايستادن و راه رفتن نيز نابه‌سامان باشد ، در تعريف مستى درآيد و آنچه بر اين افزون باشد فراتر از تعريف و اندازه

--> ( 1 ) . در متن ماوردى - براساس نسخهء پايهء ترجمه - عبارت « مالم يعلم انه مسكر » آمده ، اما چنان‌كه متن فراء گواهى مىكند اين خطاى چاپى است و عبارت « و هو يعلم انه مسكر » درست است - م .